پاسخ به سوال شما
درپاسخ به سوالات برادر خوب ارزشمند آقای رستم نژاد درخصوص مراتع رسم وحومه قبل از ۵۸متعلق به چه کسی بوده است عرض کنم مرتع رسم در ابتدا متعلق به یک گروه بنام کلمرها بود که توسط یعقوب بیک بیرقدار فرزند آقاجان(بزرگ خاندان آقاجان پور و نقطه شکل گیری طایفه مذکور)خریداری شده بود داستان یعقوبیک بیرقدار چرا به این نام مشهور شده است بماند ولی بدلیل قدرت وشهرتی که کسب نموده دارای سرمایه فراوان شده است من جمله کل روستای کمکلا بندپی وجاهای دیگر یعقوبیک از نعمت فرزند محروم بوده است لذا بعد از مرگش طبق وصیتی مقداری از اموالش را وقف نموده مقداری بخانمش رسیده مقداری من جمله چندین مراتع از جمله رسم به برادرزاده هایش (داود -سلیمان - احمد- ملامحمد همگی فرزند جعفر آقاجان پور ) تنهابرادرش مشهد آقا که پدربزگ اصغر آقاجانزاده می باشند رسیده البته درگیری بین یعقوبیک بابرادرش ولشکرکشی دوبرادرو مهاجرتهای شبانه به رسم ومداخله نمودن امیرانتظام شاندشتی خود داستان جالب وخواندنی است . همچنین پس از مرگ یعقوبیک اختلاف نظر در وصیت نامه وبازهم جنگ زرگر مجموعه داستان دیگری است . در فرصت ها ی بعدی وباجمع آوری اطلاعات بیشتر خواهم نوشت من حیث المجموع رسم شامل مرتع ومزرعه بوده که توسط افراد بالا مورد استفاده قرار می گرفت غیر از مرتع رسم مرتع نهتک ولشارو را هم شامل می شد .....درآن زمان مراتع بصورت ارثی بوده مالکین آن را ضمن اینکه برای دام خود استفاده می کردند جهت درآمد بیشتر همراه با مزرعه اجاره می دادند چون از مراتع پیشکوشامل :نهتک -ولشارو(که هم مرتع وهم مزرعه ) وگریسچال (هم مرتع وهم مزرعه )ودیگرمراتع درپیکو شامل: موزیک -مرواریک- شالدرکا-پنجه خانی - تنگوسر-گازیر- سرهلس که متعلق به اقاجان پور ها بوده استفاده می نمودند. این طایفه باداشتن این همه مراتع ومزارع کاملا غنی بودند . وآنهارا اجاره می دادند واما تنهاکسی یا کسانی جز سنگسریها آقای ابراهیم صمدیان که یکسرشان به هژبریزدانی بند بود واز توان مالی ودامداری خوبی برخوداربودند کسی قادر به اجاره نبود . باگذشت زمان سنگسریها جاخوش کردند با تغییر ناگهانی مبنی براینکه مراتع ملی است وبا قدرتی که سنگسری ها داشتند .مراتع از دست طایفه مذکور خاج شد و لی مزارع به قوت خود باقی بود وبراساس سندی که موجود است حدود وحریم وسهم هریک از افرادبالا مشخص است و مدرکی موجود است که به مدت ۱۵ سال هرساله یک سند ارائه می شد . باشکل گیر قدرت بیشتر سنگسری بعداز سالها از پرداخت اجاره مزرعه هم خود داری نمودند . به حدی قدرت به خرج دادند که دامهایشان به مرتع نهتک هم تجاوز می کردند . در طول مراحل فوق اتفاقات تلخ وشیرینی درخصوص مراتع فوق بین خود صاحبان رخ داد که درجای خود جالب وشنیدنی است بنده ممکن است بعضی از موارد را از قلم انداخته ویا بضاعت ذهنیم اجاز نداده است من جمله در زمانی عده ای از صاحبان مزرعه مذکور مشغول دامداری بودند وقت زراعت نداشتن مزرعه را به افراد دیگری بعنوان زارع می دادند که در این اثنا با ایجاد قانون اصلاحات اراضی و حذف رعیت مالکی زارعین از فرصت استفاده کرده با توجه به جایگاه وقدرتی که خودشان یا پدرانشان داشتندمزرعه بدون اطلاع از صاحبان اصلی بنام خود ثبت دادند . طبق اسنادموجود شش دانگ از مزارع رسم مربوط به آقاجانپورها ودودانگ آن از شش دانگ به عمران پور می باشد از اینکه عمران پورها که اصلا اهل نشل نیستند ونبودند از کجا وچرا صاحب مزرعه شدند خود داستان دیگری است وامروزه سرکله نوه هایش متاسفانه با تحریک بعضی ها ازافراد طایفه مان پیدا شد واحساسات بعضی را برانگیخته است مواردی است بعدا اشاره خواهم نمود. آنچه را که اشاره نمودم اسناد ومدارک آن موجود است . ............
ادامه مطالب قبلی
بعداز انقلاب جوان های نشل که شور هیجان انقلابی در سر داشتند مثل سایر جوان های مهین خواهان تغییر وتحول بودند . عده ای تحریکات برعلیه بعضی از بزرگان محل را شروع نمودند . تااینکه ماجراواتفاقات رسم پیش آمد . وبااین حرکت تمام دامداران از کلی جزیی با حرکات انقلابی به مراتع های مذکوررفتند. وهرگروهی مکانی را انتخاب نمودند ومردم محل از هرقشری درهرکاری پیشقدم شدند وپابه پای دامداران کمک ویاری می نمودند و مدیریت آقای مهندس هم بعنوان کسی که این حرکت را هدایت می کرد جای انکارنیست وامادراین حرکت چه کسانی سود بردند ویامی برند وچه کسانی متضررشدند و چه نفعی برای محل داشته است ودارد وآیا قشر دامداران بی مرتع که یک شبه صاحب مرتع شدند درقابل این نعمت بدست آمده توسط مردم پاسخ خوبی دادند یا نه ؟ جای تامل است
آنچه عاید محل شده چیست ؟؟ چه کسانی سودبردند؟چه کسانی زیان دیدند؟ سهم مردم دراین میان چیست ؟
کلیه کسانی که دارای دام بودند از ۵راس الی ۳۰۰راس صاحب پروانه چرای دام درمراتع مذکورشدند ودارای سند پروانه چرای دام هستند .که اکثریت ساکنان بومی را شامل می شدند که باگذشت زمان خرده مال دارها درمیان حذف شدند . ومرتع توسط عده ای خاص مورد استفاده قرارمی گیرد البته ماهم شامل همین جز خاص هستیم ولی راضی به این روند نیستیم .
تنها چیز ی که عاید محل ومردم شد مرتع نهتک است. این مرتع اختصاص دارد فقط به عده ای از آقاجانپور ها است که هرساله اجاره آن صرف عمران آبادی محل می شود مالکیت دوباره مرتع رسم به این افراد تاثیر چندانی درشکل دامداری آنها ایجادنکرده است . باوجود این حاضر به واگذاری این مرتع به محل شدند درصورتی که مرتع مشابه این مرتع وجود دارند مانند مرتع چوخانی - نیوله - کاترک - مربوط به طوایف دیگرکه می توانسته یا می توان به محل واگذارکرد . این سوال را آنهایی که خود را مدعی یک حرکت انقلابی در محل می دانند باید جواب بدهند عاید وسود این حرکت انقلابی به محل واقعا چیست . موقعی این حرکت انقلابی محسوب می شد که کل مراتع آزادشده بنام سند شورایی محل ثبت می شد . ویا دیگرمراتع اضافی که اشاره کردم همانند مرتع نهتک به محل واگذارمی شددرآمد آن صرف عمران آبادی محل می شد نه به عده خاص دامدارها که حاضر به پرداخت ریالی در این خصوص به محل نیستند . سوال دیگر اینکه تکلیف مرتع آزادشده آخرسنگ که وقف حمام محل است چیست ؟ چرا به سنگسری واگذارشد . وهرساله مبلغ ناچیزی با واسطه های متعدد به محل پرداخت می شود؟ چرا مرتع آخرسنگ و مرتع خشک لارک مجددا به دست سنگسری ها افتاد؟ مرتع آر خرسنگ وحشک لارک بعد از پسگیری از سنگسری ها توسط دام چه کسانی تعلیف می شد ؟ یا اصلا قبل از سنگسری تعلق به چه کسانی داشت ؟ چرا به فراموشی سپرده شدند ؟ این سوالی است که داعیه داران انقلاب نیمه کاره امروز باید به سوالاتی که مطرح نموده اید بدهند ؟ آیا واقعا حق مردم ومحل این است ؟
این جانب ادعای مالکیت مرتع ومزرعه رسم قیل از سنگسری ها را اعلام نموده وحاضر به ارائه مدرک می باشم . وهمچنین واگذاری مرتع نهتک درپاسخ به قدرانی به مردم را اثبات نمودم . و مدعی هستم مزرعه رسم متعلق به عدهای خاص دارد ودرخصوص ملکیت آن باسند در یک مبحث جداگانه توضیح خواهم داد .
این توضیح را جهت اطلاع به استحضاربرسانم قبل از سال ۵۴ کلیه مراتع بصورت ارثی بوده است مانند زمین های کشاورزی خرید وفروش می باشد اما از سال ۵۴ مراتع از مالکیت خصوصی خارج ومنابع ملی اعلام گردید ودرآن زمان هیئت ممیزی مراتع تشکیل شد واین هیات با حضور در مراتع باتوجه به فصل چرای دام نسبت به صدور پروانه چرای دام اقدام نمودند . که مراتع نشل در مورخه ۱۹/۴/۵۴ممیزی شدند . وبرای افراد ساکن در آن مراتع سند چرای دام صادرشد . در آن زمان هیج دامی از نشل در مراتع آزاد شده نبودند وبه همین دلیل برابرقانون این مراتع به افراد حاضر در آن مرتع (سنگسری ها) واگذارشد ۰ممیزی مراتع هر ده الی دوازده سال انجام می گیرد .بعد از پس گیری مراتع ها فوق ممیزی مجد بعد از دوازده سال درمورخه ۱۷/۳/۶۶ انجام گرفت قبل از ممیزی از اداره کل منابع طبیعی استان اعلام شد یک نفر نماینده دامدار مربوط به محل یا منطقه معرفی شوند . وظیفه این نماینده گان اولا معرفی وتایید دامداران بود ودوم تلاش و دفاع از دامداران محل جهت گرفتن سهم بیشتر از مراتع بود این فرد فقط می بایستی شخصا دامدارباشد . از میان سنگسری ها آقای محمد آقا صمدیان و نماینده نشلی ها آقای غفار اکبرنژاد ویک نفر از دامداران خرمی معرفی شدند . در خردادماه سال ۱۳۶۶ اکیپ ممیزی در نشل حضور یافت اولین جلسه در مسجد( مسجد پایین محل اولو مسجد ) تشکیل شد .بنده دقیقا یادم است در کلاس پایه اول راهنمایی بودم . آن رور را به خاطر دارم علیه حال اکیپ ممیزی وارد مراتع شد وبه آمار گیری دام ها پرداخت . آن زمان فرصتی خوبی بود برای دریافت سهم بیشتر از مراتع برای محل یا تصمیمگیری برای صدور پروانه شورایی ومحلی ولی متاسفانه هرکسی به فکر خویش بود تا مرتع خوب وآماری بیشتر از دام داشته باشد .رقابت فردی شد . واین بی توجهی وعدم انسجام محلی و پیگیری نماینده مقابل باعث شد ظرفیت مراتع آزاد شده نسبت به دام موجود برای دامداران نشل بیشتر تشخیص داده شد . وبعضی از مراتع مجددا برگشت داده شد . ۰از سال ۶۶به بعد دیگر معنا ومفهوم مراتع محلی کم رنگ شد. بجایی پیش رفتیم اگر امروز یک محلی غیر دامدار یک راس گاو به مراتع مذکورببرد غروب باشاخ شکسته شده برمی گردد عذر خواهی می کنم که خیلی عامیانه مطالب می نویسم ولی بارها بارها اتفاق افتاد است . محلی که شبانه در کوهای لزور وارجمند می خوابید . همکار وهمیار دامداربود به فراموشی سپرده شد . به مرور زمان خرده دامداروحتی بعضی از دامدارها ی بزرگ به علت عدم توان در دامداری از صحنه حذف شدن .ممیزی نامحسوسی که امسال((۹۰) در منزل نمایند ه دامدار انجام گرفت اسم این افراد بعنوان دامدار حذف شد .با این افکار باطل که رقیب از صحنه حذف شد . مردم ما از اصل موضوع قافل هستند . فقط به طبل خالی می کوبیم . شک نباید بکنیم . با روندی رو به کاهشی که امروز دامداری محل مادارد . فردا بایک ممیزی مجدد مراتع بیشتری از دست خواهیم داد . . مرگ تدریجی دامداری و از دست دادن تدریجی وپنهانی مراتع ها را می بینم . ای کاش بجای صدورپروانه انفرادی پروانه شورایی می گرفتیم مثل مراتع لزور و ای کاش .... ..... .
مزرعه رسم (رسم چمن )
همانطوریکه اشاره شد رسم ومزرعه آن خریداری شده توسط یعقوب بیک بود که بعداز مرگش به برادرش مشهدی آقا و برادرزاده هایش (داود - سلیمان - ملا محمد )و خواهرش خیر النساء به ارث رسید .قدیمی ترین سند موجود که باخط خاص و ادبیات آن زمان نگارش شده است خلاصه آن به این شکل توضیح می دهد از شش دانگ مزرعه رسم دو دانگ آن به مشت آقا آقاجان زاده از ایتدای چمن یعنی از اول تنگه ضلع جنوبی آن تا نرسیده به میان منزل (آثار میان منزل وجود دارد) و دو دانگ به عمران پور از میان منزل تا کماو جون نیم دانگ آن به خانم خیرالنساء آقاجان زاده از کماوجون تا کنل خانی کلیه نقاط اشاره شده سمت شرقی رودخانه می باشد و سمت غربی رودخانه از ابتدای تنگه تا ابتدای مرتع آخرسنگ به داود - سلیمان - وملا محمد آقاجان پور تقسیم شد و بعد از چند سال یک سند رسمی از اداره ثبت بابل موجود است که خانم خیرالنساء سهم خود را بطور قانونی واگذار نموده به براداران داود - محمد - وسلیمان از زمان این تقسیمات با حدود تعیین شده هریک از افراد خود از محدودی خویش کشت می کرد بعداز اینکه مرتع رسم به دلایلی به سنگ سری هارسید مزرعه ها به قوت خود باقی بود وبعد از کشت آن را با دریافت یک رسید کتبی به سنگسری اجاره می دادند که حدود هفده سند اجاره ای آن موجود است یعنی هفده سال به سنگسری اجاره داده می شد ۰۰۰۰۰ ۰ ادامه دارد
لازم به ذکر است که آقای عمران پورفقط سهمی از مزرعه به او واگذارشد وهیچ وقت درآن کشت یا بهربرداری نکرد وفقط چند سالی از در آمد وعایدات مزرعه به او داده می باشد . علت آن بودکه ایشان اصلا نشلی نبودند علت اینکه سهامدار مزرعه شدند آن بود در انجام کار های اداری آن زمان بانفوذ بودند . ودرازای حل یک مشکل اداری در بابت مرتع رسم یا به قول امروزی پارتی (علت آن رادر فرصت بهتر توضیح خواهم داد) بودند مشروط براینکه دودانگ مزرعه رسم به ایشان واگذارشود به همین دلیل در آنجا پاباز کردند . علیه حال مزرعه رسم توسط صاحبان آن کشت می شد و بعضا به افراد دیگری بعنوان زارع واگذارمی شد من جمله توسط آقای مراد رستم نژاد و غیره ...در این فاصله که اصلاحات اراضی انجام گرفت عده ای از فرصت استفاده کرده وبنام خود ثبت دادند به این دلیل امروزه یکی از مدعیان مزرعه هستند . ...واما بعداز پس گیری مرتع ومزرعه رسم درسال ۵۷در اولین سال مزرعه فوق توسط صاحبان آن کشت شد . آقایان غریب رضا آقاجان پور فرزند داود- بابا آقاجانپورفرزند سلیمان - حر آقاجانپور فرزند ملامحمد - نادرآقاجانزاده (نحوبرادر مشهدآقا)فرزند ابوالقاسم به کشت جو در مزرعه رسم اقدام نمودند در ابتدای کار با مقاومت مهند س محمد قلی اکبرنژاد ومحمد رضا حیدری و دیگران مواجه شدند ویک درگیری لفظی در داخل چمن شکل گرفت .نهایتا در همان جلسه ای تشکیل شد . مزرعه بطور کامل زیر کشت رفت و ادامه جلسه در مسجد شکل گرفت . ونهایتا قراردادی با امضا ی ۷۰ نفر با متن ذیل نوشته شد ..... ادامه دارد...